[اختصاصی از سایت داراب شناسی]
مرحله ی دوم توسعه سال 1343 تا 1369
این مرحله در ابتدا همراه بود با امتداد خیابان برق و تشکیل بلوار مطهری محلات چهار حوض و سیلو از سمت شمال شرق و شرق و از طرف غرب گسترش باغ بنفش و پس از آن از سمت شمال شهرک قائم و شهرک مهران تقریباً در یک مقطع زمانی و در اواخر این مرحله در این دوره به دلیل افزایش زیاد جمعیت و مهاجرت زیاد، گسترش شهر به صورت نسبتاً سریع و بیشتر متشکل از محله های مسکونی بود و به ندرت شاهد فضاهای تجاری و حکومتی جدید بودیم اما فضاهای آموزشی مانند دانشگاه خود دلیل سوق گسترش شهر به سمت شمال بود.
-جهت گسترش شهر در دوره دوم
در این دوره به دلیل وجود ارگان های دولتی در شرق در ابتدا گسترش بسمت شرق بود و اما سپس توسعه شهری با وجود دانشگاه بازوی جدیدی به سمت شمال را به خود گرفت اما گسترش شهر به سمت غرب یا به صورت گسترش محلات بود یا استفاده از خانه باغ در باغات ولی گسترش در این راستا به دلیل باغات و زمین های کشاورزی مرغوب به تقریباً خاتمه یافت به نظر می رسید . اما در شمال به دلیل زمین های بی درخت و ارزان قیمت تر به نظر گسترش شهر به این سمت معقولانه تر می آمد و مخصوصاً با حضور دانشگاه آزاد گسترش به این سمت غیر منتظرانه نمی نمود.
الگوی گسترش
گسترش شهر در این دوره کاملا متفاوت به نظر می رسید بیشتر گسترش مربوط به فضاهای مسکونی خصوصی در شمال و غرب و محله های مسکونی سازمان در شرق بود و وجود دانشگاه خود دلیل محکمی برای گرایش مردم به سمت شمال بود .
مراحل توسعه شهر داراب قسمت 1
مراحل توسعه شهر داراب قسمت 2
موقعیت فعلی اثر در بخش مرکزی ، روستای اغلان قز ، مشرف به زمینهای کشاورزی اغلان قز قرار دارد. این اثر در اراضی ملی منطقه اغلان قز قرار گرفته است. به دوران تاریخی تعلق دارد. این اثر چون در منطقه اغلان قز قرار گرفته به همین نام نیز نامیده میشود.

بقیه را در ادامه ی مطلب ببینید
پایان دوران اشکانیان در راه بود و در آغاز قرن سوم میلادی، ایالت پارس نا آرام بود و خورشید حکومت اشکانی رو به افول. گوچهر -1- در استخر، پایتخت باستانی پارس بسر می برد و "ساسان" کلیددار معبد (آناهید) آناهیتا، بی خبراز سلسله بعدی و هرگز نمی پنداشت که روزی نامش سر سلسله ای شود در دورانی پرآوازه از تاریخ ایران.
ساسان نجیب بود و بزرگ. وی "دینَک (دینَگ) " را از بازرَنگیان -2- به همسری گرفته بود -3- و منتظر حضور فرزند بود. وقتی فرزند ساسان، "پاپک (پابگ)" از راه رسید با "رودک" از خاندان بازرنگی وصلت نمود و قفل این دو خاندان محکم تر از قبل شد. از "پاپک"، "شاپور" و "اردشیر" و پسرانی دیگر زاده شدند و گوچهر سفارش نمود تا اردشیر برای آموزش فنون و علوم نظامی و تربیت و تعلیم در الوتیرا -4- نزد تیرا -5- ارگبد دارابگرد -6- مستقر شود بدان سبب که رگه هایی از بزرگی و آینده ای نیکفرجام را برایش پیش بینی می نمود اما از اصل اردشیر غفلت نمود.
بقیه را در ادامه ی مطلب بخوانید

بقیه را در ادامه ی مطلب ببینید

آیتالله شیخ یحیی فلسفی دارابی در سال ۱۳۱۸ه . ش برابر با ۱۳۵۸ه . ق در خانوادهای روحانی در داراب دیده به جهان گشود. وی پس از پایان تحصیلات ابتدایی به تشویق پدر وارد حوزه علمیه داراب شد و پس از فراگرفتن مقدمات به شیراز رفت و در مدرسه علمیه خان به ادامه تحصیل پرداخت. سپس برای تکمیل تحصیلات رهسپار عتبات عالیات گردید و در حوزه علمیه کربلا، ادبیات و سطوح عالیه را نزد بزرگانی چون حاج شیخ جعفر رشتی، حاج شیخ یوسف بیارجمندی (شاهرودی) آموخت. آنگاه به نجف اشرف رفت و بخش دیگری از سطوح عالیه را در محضر حضرات: شهید سید اسدالله مدنی، شیخ محمدعلی سرابی و سید ابوالقاسم کوکبی به پایان رساند. ایشان از آن پس در حلقه درس خارج فقه و اصول آیات عظام سید ابوالقاسم خویی، سید محمد روحانی و امام خمینی شرکت کرد و مدارج علمی را طی نمود. آیتالله فلسفی در نجف به همراهی جمعی از فضلای حوزه علمیه ماهنامهای فارسی به نام «پرتوهایی از اسلام» منتشر کردند. ایشان در سال ۱۳۸۵ه . ق به نمایندگی آیتالله حکیم به بغداد رفت و به خدمات دینی از قبیل اقامه جماعت، تبلیغات و تدریس علوم اسلامی پرداخت. وی مدرسه سلومیه را در بغداد تأسیس کرد و به تدریس در آنجا پرداخت. آیتالله فلسفی پس از اخراج ایرانیان توسط رژیم بعث عراق، در شیراز ساکن شد و به تدریس و خدمات فرهنگی اشتغال یافت.
بقیه را در ادامه ی مطلب بخوانید